یادداشت پویان عسگری درباره «طلا» پرویز شهبازی

«طلا» تركيبي است شگفت‌انگيز از مولفه‌هاي آثار قبلي پرويز شهبازي، جهان فيلم‌هاي آلفرد هيچكاك، الگوي «بي مووي» آمريكايي و سنت فيلم خياباني/اجتماعي ايراني.

7فاز: «طلا» تركيبي است شگفت‌انگيز از مولفه‌هاي آثار قبلي پرويز شهبازي، جهان فيلم‌هاي آلفرد هيچكاك، الگوي «بي مووي» آمريكايي و سنت فيلم خياباني/اجتماعي ايراني. اثري ديرياب كه احتمالا همچون «عيار 14» و «دربند» بخاطر ناآشنايي بخشي از مخاطبان با استراتژي روايي منحصربفردش دچار سوتفاهم در ادراك انتقادي خواهد شد اما «طلا» فيلمي ويژه براي تماشاگران جدي سينماي ايران است. تكمله‌اي بر فيلم‌هاي قبلي شهبازي كه پايان‌بندي «عيار 14» در رسيدن به حس/معنايي دوگانه و فضاسازي «دربند» در ترسيم پس‌زمينه جهنمي از شهر تهران را در تلفيق با «فيكشن» آمريكايي و با ايجاز بيشتر و معادل‌هاي روزآمد از شهر تكميل مي‌كند و بواسطه ورود به درون خاكستري شخصيت‌ها، و نمايش بي‌قضاوتِ اعمال آنها به پيچيده‌ترين لحن و ديدگاه اخلاقي (يادآور رويكرد فلوبر در «مادام بوواري») در سينماي معاصر ايران دست مي‌يابد؛ در «طلا» خير و شر، حرص و عشق در هم تنيده شده‌ و داستان را با افسردگي و خونسردي‌اي هولناك پيش مي‌برند. آن هم در فيلمي كه مهمترين مسئله امروز جامعه ايراني؛ «پول» و نسبت افراد با آن و محدوديت‌هاي منتج از تنگناي اقتصادي/زيستي را برجسته مي‌كند و از خلال تصادم شخصيت‌ها با يكديگر به بي‌پناهي احساسات و تك‌افتادگي آدم‌ها مي‌رسد. همانند فيلم‌هاي قبلي شهبازي، تجربه عشق فرآيندي دردناك و آزاردهنده است كه بجاي تزكيه احساسات منجر به نابودي فيزيكي و ياس عاطفي مي‌شود. و شهبازي همچون فيلمسازان بزرگ در هر لحظه از داستانِ غير قابل‌ پيش‌بيني‌اش در حال فريب و بازي با انتظارات فرمي تماشاگر است. او با استفاده از دو تمهيد هيچكاكي؛ مك‌گافين (سوپ فروشي) و تعليق (ايده دزدي) مخاطب را غافلگير و مبهوتِ شوك عاطفي نامنتظرش مي‌كند و با شيفت از قساوت به شفقت به پاياني تكان‌دهنده مي‌رسد. هومن سيدي و نگار جواهريان بهترين بازي‌هاي كارنامه‌شان را در اين فيلم انجام داده‌ و سبب شكل‌گيري زوجي خاص با اخلاقياتي غريب شده‌اند. سيدي بي‌مسئوليتي/زِبلي معاصر مردانه و جواهريان سنگدلي/رواداري معاصر زنانه را موكد مي‌كنند و عشق تقريبا يك‌طرفه دختر به پسر (مشابه احساس فريد سماواتي به دختر در «دربند») موجب دريغ تماشاگر مي‌شود. «طلا» بعنوان نقيض آثار فرهادي در بيان مفهوم «نسبي‌گرايي» به فيلم‌هاي اجتماعي «كودك‌كُش» ساليان اخير حمله مي‌كند و با توجه ويژه به انسان و تاكيد بر حفظ «معصوميت»، اسباب نجات يك كودك را فراهم مي‌آورد. زمهرير نبوغ شهبازي در قالب يك حكايت اخلاقي كه با ارتقاي استاندارد فيلمسازي در سينماي جريان اصلي ايران، به فيلم درخشان روزگار خود بدل مي‌شود.

پويان عسگري
نظرات
محسن پنجشنبه 11 بهمن 1397 به اميد موفقيت فيلم اقاي شهبازي
2 0
پاسخ

سامانو جمعه 12 بهمن 1397 واقعا فيلم خاص و موثري است که مورد سوتفاهم واقع خواهد شد
2 0
پاسخ

مهرداد يكشنبه 14 بهمن 1397 عجب فيلم خوبي بود و مرسي از اين يادداشت عالي
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط



































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز