یادداشت پویان عسگری درباره «تنگنا» امیر نادری و تصویر «عشق» در آثار علی حاتمی

فيلمي قيرگون و شوم كه همچون يك سگ وحشي و هار از همان شروع فيلم، گريبان تماشاگر را مي‌گيرد و در انتها او را لت و پار به حال خود رها مي‌كند.
7فاز:
درباره «تنگنا» امير نادري:
كمتر فيلمي را در تاريخ سينماي ايران مي‌يابيد كه آگاهانه به قصد آزار تماشاگر و تجاوز به روان او ساخته شده باشد. اخلاق‌گرايي تنزه‌طلب، منش زيستي «عافيت‌طلبانه» مرسوم ايراني و فقدان فرديت مسئله‌ساز و ويژه بزرگترين موانع در خلق چنين فيلم‌هايي (ويرد) بوده‌اند. اما اگر بخواهيم از يك فيلم با اين روحيه و منش نام ببريم، بي‌ترديد بياد «تنگنا»ي امير نادري مي‌افتيم. فيلمي قيرگون و شوم كه همچون يك سگ وحشي و هار از همان شروع فيلم، گريبان تماشاگر را مي‌گيرد و در انتها او را لت و پار به حال خود رها مي‌كند. تمام منافذ رهايي و آرامش نه فقط براي علي خوشدست (سعيد راد) كه براي تماشاگر هم در طول فيلم بسته شده و در يكي از جبرگرايانه‌ترين آثار تاريخ سينماي ايران، همه (اعم از تماشاگران و شخصيت اصلي فيلم و محبوبش) به مسلخ و قتلگاه برده مي‌شوند. صحبت بر سر دوست داشتن يا نداشتن «تنگنا» نيست (اساسا چنين فيلم سياهي براي در آغوش كشيدن ساخته نشده) بلكه نكته در بروز فرديتي افسارگسيخته است كه از شابلونِ منفعلانه و مذبذبِ «افسردگي و ناله» موجود در فيلم‌هاي اجتماعي سينماي ايران بيرون مي‌زند و با انرژي‌اي كوبنده و رفتاري ضدعرف از سوي فيلمساز، شخصيت اصلي‌اش را كفِ خيابان منفجر مي‌كند. فيلمي كه متاثر از خط داستاني/پلات دو شاهكار تاريخ سينماي كلاسيك؛ «جدا افتاده» كارول ريد و «شب و شهر» ژول داسين، پرسه زدن يك فراريِ شوربخت از دست آنها كه بدنبال جانش هستند را نمايش مي‌دهد. يك فيلم نوآر ايراني كه فاقد روحيه تغزلي/اندوه شاعرانه شاهكار ريد، و مود سرد و استحكام روايي فيلم بزرگ داسين است. بجايش اين «فيلم نوآر» ايراني از سنت فيلم «خياباني/جاهلي» سينماي ايران تغذيه كرده و به جنگ ديگر سنتِ جاافتاده فيلمسازي در تاريخ سينماي ايران مي‌رود؛ «ملودرام ايراني». بزرگترين محدوديت‌هاي فيلم در تبعيت از همين روحيه غليظ برآمده از ملودرام ايراني خود را نشان مي‌دهد (نمايش خانواده علي و نسبت او با آنها) اما به طريقي شگفت‌انگيز در بيشتر دقايق فيلم با ضد قهرماني مواجه هستيم كه فيلمساز برايش دل نمي‌سوزاند و به شيوه‌اي بي‌رحمانه او را در مواجهه با خشن‌ترين آدم‌ها و پلشت‌ترين موقعيت‌ها قرار داده و بشدت تحقيرش مي‌كند. شخصيتي خاكستري كه بنا به ديدگاه تقديرگرايانه فيلم، جزاي اعمال زشت‌اش را در اضطرابي تمام‌نشدني به بدترين شكل ممكن پس مي‌دهد؛ بدون احساسات‌‌گرايي قراردادي فيلم‌هاي ايراني و در دور باطلي كه خلاصي از آن غيرممكن است.
 
درباره تصوير عشق در آثار علي حاتمي: در فيلم‌هاي علي حاتمي، پايانِ احساس/رابطه عاشقانه به معناي اتمام زيستِ انساني است. از عشق‌دزدي آسيد مرتضي و ميل افسارگسيخته‌اش به طوبي در «طوقي» و كشش بيمارگونه قلندر به خواهرش در «قلندر» و معلم خجالتي در «خواستگار» كه هر بار محبوب‌اش را در همراهي با مردي تازه مي‌بيند تا عشق ميانسال و بالغانه ابوالفتح و جيران در «هزاردستان» و در نهايت افراطي‌ترين جلوه عشق‌ورزي در كارنامه حاتمي كه به جانفشاني خواننده مسلول در بروز عاطفه به شاهزاده نابيناي ترك در «دلشدگان» تعلق دارد. در تمام اين آثار به محض دلمردگي و پژمرده شدن عواطف و رفتن معشوق بسويي ديگر، عاشق جانب مرگ و نيستي را مي‌جويد تا سكوتِ مرگ پناه و مامني باشد براي رهايي از افسونِ عشق. روايتي پرشور و در عين حال بدبينانه به «عشق رمانتيك» كه خاستگاهي به قدمت فرهنگ ادبيِ منظوم و روحيه شكننده ايرانيان در مواجهه با مفهوم عشق و فقدان معشوق دارد. در اين ميان «سوته‌دلان» بعنوان ديده‌شده‌ترين و پرطرفدارترين فيلم علي حاتمي، تماتيكِ «شكست عشق بمثابه پايان زندگي» را در تاريخ سينماي ايران جاودانه مي‌كند و معادل امروزي/تصويري اين ايده كهن در فرهنگ فارسي مي‌شود. و حاتمي در خلاقانه‌ترين دوره فيلمسازي‌اش با اغراق در وضعيت زيستي دو كاراكتر اصلي، رداي جنون و بدنامي بر تن مرد و زن داستان مي‌پوشاند تا تلف شدن عشق آن‌ها در نسبت با اخلاق‌گراييِ قراردادي پيرامون، كاركردِ انتقادي مضاعف‌ بيابد. اين فقط عشق نيست كه از بين مي‌رود و نابود مي‌شود، بلكه اين انسان در بي‌پناه‌ترين شكل خود است كه با از دست دادن آخرين دلخوشي زيستي، ناچار و نگون‌بخت در كُنام مرگ آرام مي‌گيرد.
پويان عسگري
نظرات
احسان چهارشنبه 24 مرداد 1397 بسيار لذت بردم از خواندن اين دو يادداشت.ممنون جناب نويسنده
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط
































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز