یادداشت پویان عسگری درباره ناصر ملك‌مطیعی (1309 - 1397)

ناصر ملك‌مطيعي بخش مهمي از هويت و تاريخچه سينماي فارسي براي مطالعه و شناخت فرهنگ ايراني است. يكي از مهمترين شمايل‌هاي سينماي فارسي.
7فاز:
ناصر ملك‌مطيعي بخش مهمي از هويت و تاريخچه سينماي فارسي براي مطالعه و شناخت فرهنگ ايراني است. يكي از مهمترين شمايل‌هاي سينماي فارسي. سينمايي كه به غلط و از سر عافيت‌طلبي از سوي سينه‌فيلياي ايراني و منتقدان به اسم «فيلمفارسي» تمسخر و ناديده گرفته مي‌شود. مضحك است كه سينه‌فيل‌ها و منتقدان ايراني درباره خاص‌ترين فيلم‌هاي روز دنيا و ارزش‌هاي استتيك داد سخن سر مي‌دهند اما بهره و دانش‌شان نسبت به تاريخ سينماي خود اندك و ناچيز است. به راستي تاريخ سينماي ايران چه سهمي در مباحثات جدي بين منتقدان و سينه‌فيل‌هاي برج‌عاج‌نشينِ ايراني دارد؟ اصلا براي شخصي در اين جماعت ظاهربين و پنهان شده پشت اسامي بزرگ، تماشاي «ولگرد» مهدي رييس‌فروز (جزو اولين فيلم‌هاي ناصر ملك‌مطيعي) كه از مهمترين فيلم‌هاي سينماي فارسي در ابتداي دهه سي بوده و هيچ نسخه‌اي از آن موجود نيست، مهم هست؟ آيا منتقدان و سينه‌فيلياي ايراني فيلم‌هاي دهه سي ملك‌مطيعي كه نقش جوان اول فيلم‌ها را دارد و در نسبت با جامعه بعد از كودتاي سال 1332 كاركرد و معنا پيدا مي‌كند را تماشا كرده‌اند؟ آيا كسي با علاقه و دانش، آن‌گونه كه حسن حسيني در درس‌گفتارهاي «فيلمفارسي» مطرح مي‌كند، چرخه فيلم‌هاي ملك‌مطيعي در دهه چهل و نقش‌هاي كلاه‌مخملي او قبل و بعد از «قيصر» را ديده يا نه خاطره‌جمعيِ فيلمساز و منتقد و سينه‌فيل فقط به نقش فرمان در فيلم مسعود كيميايي برمي‌گردد؟! طبيعتا وقتي با زيرمتن چرخه فيلم‌هاي «جاهلي» آشنا نباشيم پي به خرق‌عادت ملك‌مطيعي در ترسيم سه شخصيت كلاه‌مخملي با روحيه‌اي حساس و طبعي شكننده در دهه پنجاه هم نمي‌بريم. در «رقاصه شهر» شاپور قريب، «سه‌قاپ» ذكريا هاشمي و «قلندر» علي حاتمي. جايي كه جوان خام و معصوم و خطاكار دو دهه قبل (دهه سي) و مرد مطمئن و سرسخت يك دهه قبل سينماي فارسي (دهه چهل) در مواجهه با پيچيدگي‌هاي دوران جديد و ناتوان از حل بحران، به مردي از دست رفته بدل مي‌شود؛ در فيلم قريب براي معشوق (فروزان) و رابطه ممنوعه، در فيلم هاشمي مغبون و مفتون تقدير و در فيلم حاتمي معذب و درمانده از ابراز عشق به خواهر و مقابله با ايده «زناي با محارم». تقلا و تمناي ملك‌مطيعي در اين سه فيلم براي خروج از مخمصه و بحران شكل گرفته، و رهايي از انگاره‌هاي مخالف با زيست طبيعي، بجاي آنكه سبب نجاتش شود او را از چيزهايي كه در اين سه فيلم جستجو مي‌كند (عشق، خانواده، جنسيت) دور مي‌سازد. همچون مردي كه به ارزش‌هاي اخلاقي در روزگار قديم تعلق دارد و عاجز از مصالحه با شرايط جديد به تصوير آخر خود و آرام گرفتن در كالبد مرگ رضايت مي‌دهد.
پويان عسگري
نظرات
سهيل چهارشنبه 9 خرداد 1397 دقيق و نکته سنج بود پويان جان.ممنون براي اين يادداشت خوب
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز