گزیده نظرات منتقدان درباره «حیوانات شب‌زی» تام فورد

نيويوركر- آنتوني لين: فيلم تازه تام فورد در نظر داشته كه درباره چه باشد؟ من دو مرتبه آن را تماشا كردم و هيچ چيز بر دانسته‌هايم در اين باره افزوده نشد. فيلم قصد دارد بگويد تجربه خواندن درست مثل تماشاي يك فيلم است: يك دروغ بي‌دردسر كه به دست خود او مهر و موم شده تا بتواند دو بخش فيلم خود را به يكديگر پيوند دهد.
7فاز:
ورايتي- اوون گليبرمن:
«حيوانات شب‌زي» كه در هفتاد و سومين جشنواره فيلم ونيز به نمايش درآمد، فيلمي تعليق‌آميز و سرمست‌كننده است. تريلري كه از شاخ به شاخ شدن با خشونت و پيش رفتن تا اعماق ترس و خشم‌هاي بدوي ترسي ندارد، حتي اگر حول يك داستان عاشقانه ماليخوليايي كه از مسيرهاي غافلگيركننده و نيرنگ‌آميزي به دور خود حلقه مي‌زند بنا شود. با بازي ايمي آدامز در نقش يك گالري‌دار متاهل اما تنهاي اهل لس‌انجلس و جيك جيلنهال در نقش رمان‌نويسي از گذشته او كه خود را گرفتار در يك كابوس مي‌يابد، اين فيلم دو بازيگر اصلي خود را در اوج حرفه‌شان در اختيار دارد. «حيوانات شب‌زي» هم مثل فيلم قبلي خالق خود، «يك مرد مجرد» ساخته يك رومانتيك بالفطره است، با اين تفاوت كه عشق به تصوير كشيده شده در اين فيلم در معرض تهديد دنيايي ترسناك و فاسد قرار گرفته است. فورد يك فيلمساز واقعي است؛ نظاره‌گر اجتماع و معتاد به احساسات و روايت. او «حيوانات شب‌زي» را به زيبايي ساخته است، به شكلي كه گذشته در فيلم او به راستي به خورد حال رفته است و خيال به خورد واقعيت. بايد اين را هم اضافه كرد كه فيلم‌هاي مشابه خوب ديگري هم پيش از اين وارد اين قلمرو شده‌اند. پدرخوانده همه آن‌ها «مخمل آبي»، نوآر پست مدرن هيچكاكي شاهكاري است كه حساسيت‌هاي عامه‌پسند را به حد نوعي سرمستي سورئاليستي رساند. «حيوانات شب‌زي» به خوبي آن فيلم‌ها نيست اما شما را با تعليق و جلوه‌هاي بصري خود بر جا ميخكوب مي‌كند.
 
گاردين- پيتر بردشاو: يك جريان مضاعف وحشت و نااميدي ناباكوف‌گونه در اين تريلر رازگونه ساخته تام فورد، در اقتباس از رمان سال 1993، «سوزان و توني» نوشته آستين رايت وجود دارد. كلايو جيمز زماني نوشت كه با صحبت كردن درباره "سطوح واقعيت" هيچ‌گاه به راستي معلوم نمي‌شود كه يكي از اين سطوح واقعا واقعي است. چنين چيزي احتمالا درست است. اما در «حيوانات شب‌زي» اين سطوح به يك اندازه قدرتمند هستند و واجد رابطه‌اي متقابل.
 
امپاير- ويل لارنس: زماني كه يك طراح مد به فيلمسازي رو مي‌آورد، ظاهرا كمترين چيزي كه بايد از او انتظار داشت حفظ ظاهري شايسته است. تام فورد نيز همين را ثابت كرده، اين مرد بدون شك يك آرتيست است؛ دست برقضا شبيه به كاراكتر اصلي فيلم او. فيلم با تصويري از آخرين نمايشگاه سوزان آغاز مي‌شود و ما درمي‌يابيم كه هنر براي سوزان انعكاس‌دهنده زندگي است، كسي كه حضور بيروني زيباي او در حقيقت و درون نسبتا نازيبا و زشت است، دربرگيرنده يك ازدواج دوم خالي از شادماني، شغلي كه ديگر دوستش ندارد و يك حس گناه خودساخته و از بين برنده روح. نوآر فورد، فيلمي زيرك از نظر احساسي و با تركيبي هنرمندانه، برخلاف تصوير تن عرياني كه فيلم با آن آغاز مي‌شود هرگز پژمرده نمي‌شود و از رمق نمي‌افتد.
 
نيويوركر- آنتوني لين: فيلم تازه تام فورد در نظر داشته كه درباره چه باشد؟ من دو مرتبه آن را تماشا كردم و هيچ چيز بر دانسته‌هايم در اين باره افزوده نشد. فيلم قصد دارد بگويد تجربه خواندن درست مثل تماشاي يك فيلم است: يك دروغ بي‌دردسر كه به دست خود او مهر و موم شده تا بتواند دو بخش فيلم خود را به يكديگر پيوند دهد. فيلم فورد با هارموني‌هاي باشكوه ابل كورزينوفسكي در نظر دارد به اندازه فيلم اول او اغواگرانه پيش رود. با اين حال، چيزي كه همه ما از فيلم اول او به ياد داريم، چهره كالين فرث تلفن به دست است كه سيل اندوه خود را با شنيدن خبر مرگ معشوقه‌اش قورت مي‌دهد و بايد گفت كه هيچ چيز در فيلم تازه او قدرت فائق آمدن بر كشش آن احساس را ندارد.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز