گزیده نظرات منتقدان درباره «پسر شاول» لازلو نمس

گاردين- پيتر بردشاو: چيزي كه اين فيلم ترسناك و آزاردهنده پيشنهاد مي‌دهد يك فصل در جهنم است، به علاوه فرصتي براي سبك و سنگين كردن تصاويري كه تا به حال از هولوكاست در سينما يا هرجاي ديگري ديده‌ايد. 
7فاز:
سالن- اندرو اوهاير:‌
شايد فکر کنيد ديگر هيچ داستان ناگفته‌اي درباره هولوکاست وجود ندارد يا دست کم شيوه تازه‌اي براي يک روايت قديمي موجود نيست. من هم چنين تصوري داشتم، اما فيلم "پسر شاول" به کارگرداني لازلو نمس مجارستاني چيز ديگري نشان مي‌دهد. پسر شاول فيلمي از ابتدا تا انتها درگيرکننده است و با نماي نهايي فراموش نشدني و دلگير خود در نهايت سادگي فيلمسازي مهندسي‌‍شده را به نمايش مي‌گذارد. بيشتر فيلم در کلوز‌آپ‌ مديوم يا اکستريم فيلمبرداري شده، بنابراين هميشه اتفاقاتي در پشت صحنه و اطراف در حال وقوع هستند که تماشاگر درک کاملي از آن‌ها ندارد (شايد گاهي اوقات بايد همين‌طور باشد.) در بيشتر دقايق، ماتياس اردلي فيلمبردار (با فيلم 35 ميلي‌متري خود) بر روي صورت مردي گرفتار در کمپ آشوويتز به نام شاول اشلندر متمرکز مي‌ماند، نقش اين شاول حيرت‌انگيز را گزا روريگ مجارستاني بازي مي‌کند. اگر اشتباه نکنم نام خانوادگي شاول بايد به معناي "غريبه/خارجي" باشد و واضح است که او هم اصالتا يک مجارستاني ساکن آلمان است و از اين رو زبان نگهبانان نازي را بيش از آنکه اجازه داشته باشد مي‌فهمد. مي‌توانم بگويم نمس حتي يک دقيقه هم در فيلمش به تقلب و دورويي اجازه ورود نداده. او تلاش نمي‌کند که اين اپيزود دهشتناک در تاريخ بشر را از چيزي که حقيقت دارد بهتر جلوه دهد، او به دنبال ويژگي‌هاي انسان دوستانه والا يا شفقت در ميان نازي‌ها نيست و نمي‌خواهد شرايط دشوار زندگي کسي مثل شاول را کمي قابل کنترل نشان دهد. اما در روايت ماجرايي که مي‌دانيم عاقبت خوشي نخواهد داشت، ماجراي مردي که براي نابودي مردم‌اش به اجبار عمل مي‌کند و غرايز و احساسات خود را زير پا مي‌گذارد، "پسر شاول" به واقع امکان رهايي، تفوق و حتي اميدواري را مطرح مي‌کند. اجراي تالم ناپذير و مصمم روريگ در نقش شاول در يک لحظه فرومي‌پاشد، درست پيش از نماي درختان در آخرفيلم، و در آن لحظه ما انساني را مي‌بينيم که در غل و زنجير نيست و حالا مي‌داند زندگي فراتر از اين جهنم روي زمين ادامه خواهد داشت.
 
گاردين- پيتر بردشاو: چيزي که اين فيلم ترسناک و آزاردهنده پيشنهاد مي‌دهد يک فصل در جهنم است، به علاوه فرصتي براي سبک و سنگين کردن تصاويري که تا به حال از هولوکاست در سينما يا هرجاي ديگري ديده‌ايد. بحثي وجود دارد که هر کار مشابه‌اي حتي با جدي‌ترين مقاصد اخلاقي در خطر سياه‌نمايي يا کم‌‌کاري قرار دارد، اگرچه اين اتهامي نيست که متوجه "پسر شاول" باشد. اين فيلم به عنوان اولين کار سينمايي کارگردانش فيلمي درخشان و مثال زدني است. فيلم لازلو نمس قدرت "بيا و ببين" الم کليموف را دارد، فيلمي که بطور قطع در شکل‌ گيري سکانس پاياني "پسر شاول" تاثيرگذار بوده است. فيلم همچنين شدت و سختي کارهاي بلا تار را با خود به همراه دارد و او همان کسي است که نمس به مدت دو سال دستياري‌اش را مي‌کرده، اما نمس در رويکردي متفاوت با تار در يک سطح ايستاده و نوعي روايت قراردادي را انتخاب کرده که شايد آن چنان باب ميل تار نباشد. نمس در بيشتر دقايق فيلم صورت رنجور شاول را نشان‌مان مي‌دهد و جزئيات پس زمينه و اطراف معمولا محو هستند يا به سرعت از پيش چشمانمان مي‌گذرند. صورت شاول شبيه به يک دايناسور است، و اين تصويري است که فيلم مي‌خواهد از صورت يک مرد نجات يافته نشان دهد، در اين حالت معلوم است که صورت فرد نجات نيافته چه شکلي خواهد داشت: يک چهره غيرانساني. همه چيز بايد مخفي باشد، حتي درام داستان هم  مخفي و پوشيده است. يکي ديگر از دلايلي که نمس از کلوزآپ بهره زيادي گرفته نياز تماشاگر به نزديکي به محيط براي شنيدن زمزمه‌هاي توطئه است. ژان لوک گدار اعتقاد دارد که اصلي‌ترين شکست سينما در اين بود که وقايع هولوکاست را بطور مستند حفظ نکرد تا اميدي به توقف آن وجود داشته باشد. در زمانه ما فيلم "Shoah" ساخته کلود لنزمن صادقانه‌ترين و واضح‌ترين رويکردها را نسبت به اين موضوع در پي مي‌گيرد، نمس موفق شده راهي براي خلق يک درام خيالي بيابد و آن را با شهامتي مثال‌زدني به تصوير بکشد. شايد همان شهامتي که براي تماشاي فيلم لازم است.
 
نيويورکر- آنتوني لين: آواز گنجشک‌ها و سبزه‌زار. اين چيزي است که با شروع "پسر شاول" مي‌شنويم و مي‌بينيم. بايد تا ادامه دارد قدرش را بدانيم، چراکه در ادامه فيلم –در تمام صد و هفت دقيقه آن- هرگونه نشاني از آرامي و صلح دفع مي‌شود. اکران فيلم لازلو نمس در زمان انتخاب فيلم‌هاي خارجي حاضر در اسکار 2016 حرکتي بجا و به موقع  بود، اما اين حقيقت که چنين فيلمي بخواهد در طول فصل جوايز با روح و روان ما بازي کند به اندازه خود کنايه‌آميز و موثر بود. نکته جالب توجه اين است که "پسر شاول" فيلم اول کارگردانش است، نمس تا به حال هيچ فيلم بلند سينمايي را کارگرداني نکرده. روريگ، بازيگر نقش اصلي او هم يک شاعر و بازيگر است که در بوداپست به دنيا آمده. فيلم در عوض اينکه بخواهد يک راهپيمايي اعتراض‌آميز برپا کند، در جاي خود ايستاده و سوگند ياد مي‌کند؛ که ياد بازماندگان را زنده نگه مي‌دارد، ياد آن پسرک از دنيا رفته را هم. و در نتيجه، با خشمي دروني، گناه نازي‌هايي را که جنازه‌ها را به نام "تکه‌ها" مورد خطاب قرار مي‌دادند فاش و اثبات مي‌کند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز