از پسران شگفت‌انگیز تا مرد غیرمنطقی: چرا هالیوود پروفسورهای جذاب را دوست دارد

پروفسورها از ديرباز فيلمسازان را به وجد آورده‌اند، البته تنها طيف خاصي از آن‌ها را كه در طول زندگي حرفه‌اي خود يك‌بار صحنه شكنجه جسماني انساني را كارگرداني نكرده‌اند و نخواهند كرد. پروفسورها نقش موثري در همه چيز دارند، از "فرشته آبي" (معلم مدرسه‌اي كه بدست يك خواننده زن جاه‌طلب نابود مي‌شود) و "خداحافظ، آقاي چيپس" (معلم مدرسه دوست‌داشتني كه رفتاري شيرين با پسرهاي محجوب مدرسه دارد) تا "يك ذهن زيبا" (پروفسوري كه دچار عدم تعادل رواني است جايزه نوبل مي‌برد و با جنيفر كانلي قرار مي‌گذارد).
گاردين/ جو کوئينان: فيلم تازه وودي الن تنها يکي از تلنگرهاي هاليوود به دانشمندان ميانسالي که با دوشيزه‌هاي فريبنده وارد رابطه مي‌شوند است. فيلمسازان در فضاي گرد و خاکي آکادمي‌ها چه مي‌بينند؟
در فيلم تازه وودي الن، "مرد غيرمنطقي"، واکين فينيکس نقش پروفسوري ناخوش احوال، بدگمان، شکم گنده، بدسيرت و ميانسالي را بازي مي‌کند که پس از شروع رابطه با شاگرد جوان‌اش نگاه جديدي به زندگي پيدا مي‌کند. يادآوري اين نکته که شاگرد، همان اما استون درخشان و خوش‌چهره است بسيار ضروري است. همچنين بد نيست که اشاره کنيم پارکر پوزي هم در نقش پروفسور شيمي دائم الخمر و درگير در ازدواجي نه چندان رضايت‌مندانه در فيلم حضور دارد و به تماس‌هاي ضروري به شکل قابل اعتمادي پاسخ مي‌دهد. نکته اخلاقي اين داستان؟ زماني که مستقيما به مغاک چشم دوخته‌ايد هيچ چيز براي يک ميانسال افراطي انرژي‌زاتر از يک گروه حرفه‌اي متشکل از زناني ستايش‌کننده نيست. 
درست شبيه به شمار ديگري از فيلم‌هاي الن، مرد غيرمنطقي هم از آن دسته فيلم‌هايي است که حول نام‌هاي دهن‌پرکني مثل کي‌يرکه‌گار و هايدگر و دو بووار چرخ مي‌زند، به همان طريقي که همه ما در 19 سالگي از آنان صحبت مي‌کرديم. تا زماني که پدران‌مان تهديد کردند اگر يک بار ديگر نام کامو را بر سر ميز شام بياوريم با تنبيه بدني مواجه خواهيم شد. چيزي که باعث مي‌شود مرد غيرمنطقي به فيلمي درباره کالجي‌هاي درخود فرورفته، مظلوم‌نما و برج عاج نشين بدل نشود حرکت تدريجي فينيکس به سوي خلق تصويري شخصي از يک قتل با عذر موجه فيلسوفانه است که به مثابه عامل بهبوددهنده جامعه در سطح عامه آن وارد مي‌شود. به عبارت ديگر، برخلاف فيلم‌هاي ديگري که درباره کالجي‌هاي متظاهر ملول ساخته شده، چيزي به واقع هيجان‌انگيز در مرد غيرمنطقي اتفاق مي‌افتد؛ در حقيقت مجموعه‌اي از وقايع که رولت روسي هم جزء آن‌هاست.
پروفسورها در چند سال اخير نمايش‌هايي نه چندان جالب توجه روي پرده نقره‌اي ارائه کردند و کسي هم به درستي دليل اين زنندگي را نمي‌داند. مرداني به شدت باهوش –به همراه يک دختر- از کمبريج و آکسفورد در "بازي تقليد" گرد هم مي‌آيند تا آلمان را سرنگون کنند (نيروي هوايي سلطنتي، ارتش سرخ و آمريکا مسئوليت يکساني در اين مهم نداشتند) و باهوش‌ترين فرد در کل عالم در "تئوري همه چيز" نحوه کار جهان را توضيح مي‌دهد، اين موفقيت بيشتر از هر نمونه مشابه ديگري در مرکز توجه قرار مي‌گيرد، چراکه اين فرد پس از مبتلا شدن به بيماري خاص سلول‌هاي عصبي به چنين نتايجي مي‌رسد. در همين حين، با فيلم "بازنويسي"، نمايشنامه‌نويس سابق انگليسي در يک مدرسه دولتي در شمال نيويورک مشغول تدريس شده. پيش از آن در "ليبرال آرتس" يک مسئول دانشگاهي در اوهايو با استاد قديمي خود تجديد ديدار و احتمالا با دختر 19 ساله دوست داشتني اين استاد رابطه برقرار مي‌کند. در همه اين فيلم‌ها، اين مردان با کمترين قيد و بند  به دست زناني غيراحساساتي، بخشنده و عجيب حمايت‌کننده از محوطه امن خود به  بيرون خزيده و زن‌ها هم با وجود رفتار نه چندان دلنشين مردان مقابل‌شان مايل به ايجاد رابطه با آن‌ها هستند. بايد متذکر شد که برخي از اين زنان هنوز به قدر کافي بزرگ نشده‌اند که به تنهايي مشروبات الکلي خريداري کنند. بنابراين نياز است که پروفسورها نوشيدني خودشان را فراهم کنند.
زن براي چه جذب اين شخص پرچانه رقت‌انگيز مي‌شود؟ اين حجم پرحرفي درباره نيچه و اتم‌ها و سياه‌چاله‌ها و الگوريتم‌هاي نازي‌ها براي چيست؟ چراکه باهوش بودن جذاب است. خيلي خيلي جذاب.
فيلم‌ها همگي براي وورد به دايره‌اي مشترک از تم‌هاي همسان و گاها کاملا مشابه بهره مي‌برند. در سال‌هاي آينده کاراکترها هيچ چيز نخواهند بود به جز پليس‌هاي فاسد و خون‌آشام‌هاي خوش نيت و زامبي‌هاي سرسخت. سپس ناگهان صدها عنوان از ناکجاآباد پيدايشان مي‌شود که درباره مردان گرفتار در دام عشق زن‌هاي روباتي/هوش مصنوعي (او، اکس ماشينا، سرزمين فردا) هستند. يا اينکه نمايش تين‌ايجرهايي گستاخ‌اند که در بدزمانگي آينده‌اي تاريک گير کرده‌اند و يا گروهي از گانگسترهاي اروپاي شرقي که مهارت‌هاي اجتماعي محدودي دارند و از ليام نيسون بدشان مي‌آيد.
در ادامه بدون دليل خاصي، خط توليد جديدي از فيلم‌ها درباره معماراني خوش‌چهره يا راننده‌هايي با استعدادهاي غيرعادي يا رئيس‌جمهورهاي آمريکايي خوش‌قلب راه اندازي مي‌شود و تا سر برگردانيد مي‌بينيد که آن يکي فيلم يک سگ بامزه به نام بادي يا کوسه‌هاي پرنده يا وايت ارپ يا مليسا مک‌کارتي را به عنوان کاراکتر اصلي خود انتخاب کرده است.
همه چيز مربوط به تئوري افکار همزمان است. از اين منظر ايده‌هاي بزرگ هميشه در آن واحد دست کم به ذهن دو نفر مي‌رسند. آلفرد راسل والاس و چارلز داروين هرکدام جداگانه ولي در يک زمان به فرضيه سير تکامل دست پيدا کردند. کورتز و پيزارو جداگانه ولي در يک زمان به فکر حمله به امپراطوري‌هاي قدرتمند و غارتگري افتادند. هيتلر، موسوليني و فرانکو همگي دقيقا يک ايده بد در يک زمان داشتند. گروهاي بک استريت بويز و انسينک هردو تقريبا هم دوره يکديگرند. باخ، هندل  و اسکارلاتي هر سه در سال 1685 ميلادي به دنيا آمدند و همگي موسيقي‌داناني با ذهن‌هاي آرايش شده و پيچيده بودند که اين هم بي‌شباهت با راه و روش رياضي‌دانان نيست. احتمال وقوع چنين اتفاقي چقدر است؟
بطور خلاصه، به راه افتادن موج گسترده فيلم‌هايي با حضور پروفسورها به عنوان کاراکترهاي اصلي و بخصوص نقش پررنگ بريتانيايي‌ها در اين عرصه نبايد اتفاق غافلگيرکننده‌اي باشد. صنعت فيلمسازي مملوء از کساني است که به مدرسه‌هاي برتر رفته‌اند. دليل فراواني فيلم‌هايي که درباره دانش‌آموختگان کمبريج يا آکسفورد يا هاروارد هستند و از طرفي ديگر کم‌کاري فيلمسازان در پرداختن به داستان شاگردان دانشگاه بيرمنگام يا ايالت مرکزي کنتيکت هم از اين طريق توجيه مي‌شود. تماشاگران عام سينما معمولا به سرگذشت بهترين و درخشان‌ترين آدم‌ها علاقه نشان مي‌دهند؛ نه فردي زيبا اما نفرين شده يا عريان اما مُرده. و اين کاملا طبيعي است، دنيا به همين شکل عمل مي‌کند.
پروفسورها از ديرباز فيلمسازان را به وجد آورده‌اند، البته تنها طيف خاصي از آن‌ها را که در طول زندگي حرفه‌اي خود يک‌بار صحنه شکنجه جسماني انساني را کارگرداني نکرده‌اند و نخواهند کرد. پروفسورها نقش موثري در همه چيز دارند، از "فرشته آبي" (معلم مدرسه‌اي که بدست يک خواننده زن جاه‌طلب نابود مي‌شود) و "خداحافظ، آقاي چيپس" (معلم مدرسه دوست‌داشتني که رفتاري شيرين با پسرهاي محجوب مدرسه دارد) تا "يک ذهن زيبا" (پروفسوري که دچار عدم تعادل رواني است جايزه نوبل مي‌برد و با جنيفر کانلي قرار مي‌گذارد). پروفسورها در "انجمن شاعران مرده" (پسرهاي مدرسه مجذوب معلم کاريزماتيک‌شان مي‌شوند)، "ويل هانتينگ خوب" (استاد مشوق پسر براي ترک شغل فعلي‌اش مي‌شود)، " پسران شگفت‌انگيز " (پروفسور نويسنده با بحران دوران ميانسالي مواجه شده) و "باشگاه امپراتور" (معلم محبوب متوجه مي‌شود يکي از شاگردهايش از اوباش است) و حتي در "لاري کروان" (مردي که شغل قبلي‌اش را به شکل غيرمنتظره‌اي از دست مي‌دهد و دوباره به محيط دانشگاهي بازمي‌گردد) بر صحنه نمايش حکمراني مي‌کنند.
براي چه اين فيلم‌ها محبوب و مشهورند؟ فرضيه‌هاي متفاوتي وجود دارند. براي بسياري معناي واقعي ادبيات داستاني معاصر با حضور پروفسورها نمود پيدا مي‌کند، چراکه بيشتر نويسندگان اين کتاب‌ها هم تحصيلات آکادميک دارند. با آموختن قراردادهاي داستاني ارنست همينگوي مي‌آموزند که چگونه درباره خودشان بنويسند. فيلم‌هاي آنان درباره پزشکان متخصص اطفال يا حسابداران سخت‌گير يا گلرهاي باشگاه فوتبال دربي کانتي يا کارکنان چاه‌هاي نفتي درياي شمال نخواهد بود. چراکه اين حرفه‌ها عاري از هرگونه ظاهر پرزرق و برق و جذابيت عمومي هستند. حسابداران خبره هيچ‌گاه درباره هايدگر يا کي‌يرکه‌گار صحبت نمي‌کنند. کارکنان چاه‌هاي نفتي هيچ‌گاه در گفتگوهايشان به سيمون دو بووار اشاره نمي‌کنند. صحبت از اين موضوعات منجر به طرد آنان از گروه خواهد شد.
با نگاه به فيلم‌هايي مثل مرد غيرمنطقي يا بازي تقليد شايد فکر کنيد که پروفسورها در همان سطح محدود و ابتدايي خود براستي افرادي جالب و جذاب هستند. در واقعيت اين موضوع تنها زماني صادق است که ستاره‌ فيلم جوليا رابرتز (لبخند مونا ليزا، لاري کروان) باشد؛ بيشتر استادان دانشگاه اعصاب‌خردکن هستند. درنهايت اما شايد دليل عمده ساخت اين فيلم‌ها تنها تجارت محض باشد. در اين فيلم‌ها به ندرت به صحنه انفجار يک سياره يا برخورد يک هليکوپتر به کوه برمي‌خوريد، بنابراين ساخت آن‌ها آسان و به‌صرفه است. اين فيلم‌ها هميشه با بودجه کم به اتمام مي‌رسند و نيازي به بودجه اضافي براي جلوه‌هاي ويژه نيست. نياز نيست براي ساخت صحنه تصادف 14 ماشين پليس در بزرگراه پول بيشتري خرج کنيد و قطعا لزومي ندارد که چنين پولي را صرف طراحي لشکري عظيم از ارک‌هاي کامپيوتري کنيد.
هيچ‌کدام از ارک‌ها به دانشگاه هاروارد نرفته‌اند.
ويسنا فولادي
نظرات
نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز