یادداشت منتقد گاردین بر «دنیای ژوراسیک»

چهل سال پيش اسپيلبرگ بلاك‌باستر تابستاني را تنها با يك فيلمنامه هوشمندانه، گروه بازيگران مناسب و كوسه‌اي كاربلد خلق كرد. امروز، تروورو مي‌تواند دايناسورهايش را آن‌گونه كه هيچ‌گاه پيش از تصورش را نمي‌كرد وارد زندگي واقعي كند، اما او نمي‌تواند ما را وادار كند تا به كاراكترهايش اهميت دهيم يا باورشان كنيم. در وضعيتي مشابه با "اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين" اسپيلبرگ، اين فيلم هم بيشتر يادآور روزهاي باشكوه گذشته است تا خبررسان آينده‌اي تازه. دنياي ژوراسيك پوسته پوشيده از فلس خود را حفظ كرده اما بي‌روح است.

گاردين/ مارک کرمود: تريلر اين دنباله دايناسوري تصوير يک موساساروس عظيم‌الجثه را نشان مي‌دهد که کوسه‌اي را يک‌‎جا مي‌بلعد. کنايه گستاخانه اين صحنه واضح است: دنياي ژوراسيک مي‌تواند آرواره‌ها را به جاي صبحانه ميل کند. اين پارک سينمايي، درست مثل "ايندومينوس رکس" در قلب اکشني درهم‌پيچيده، بزرگ‌تر و پرسروصداتر است و دندان‌هاي خونين بيشتري از آرواره‌‎ها يا پارک ژوراسيک دارد. اما چيزي که در نتيجه اين اندازه بزرگ‌ نصيب‌اش مي‌شود از نظر منطق دراماتيک و مهم‌تر از همه شيمي ميان کاراکترهايش کافي نيست. تماشاي سه بعدي فيلم بدون شک تجربه‌اي تاثيرگذار است، اما آدم‌هاي فيلم به لطف فيلمنامه‌اي که پرش‌هاي مهم داستاني‌اش را ناديده مي‌گيرد و به ناگاه شروع به خلق دقايق احساسي مي‌کند همچنان دوبعدي باقي مي‌مانند. نتيجه يک بلاک‌باستر تابستاني ديدني است که قطعا جدول باکس آفيس را زنده‌زنده قورت مي‌دهد اما درنهايت همه اين‌ها تنها پارس کردن‌هايي بدون به دندان‌کشيدن هستند.
بيست و دو سال پس از اتفاقات پارک ژوراسيک جزيره ايسلا نوبلار مبدل به زمين‌بازي چندمنظوره دايناسورها شده است و خيل عظيم توريست‌ها را بسوي خود جذب مي‌کند. حالا ديگر با انقراض موجودات قبلي، تي‌رکس‌ها پاسخي مناسب براي جذب مخاطب نيستند و دايناسورهاي هيبريدي دستکاري شده براي به وحشت انداختن بازديدکنندگان جديد وارد زمين شده‌اند.
صاحبان فيلم، انگار که از فيلم‌هاي قبلي ("دنياي گمشده" و "پارک ژوراسيک 3" يا "وست‌ورلد" به کارگرداني مايکل کرايتون) هيچ چيز ياد نگرفته باشند، بار ديگر پارک سرگرم‌کننده‌اي به راه انداخته‌اند که جذابيت‌هاي توريستي در آن شروع به قرباني کردن مهمان‌هاي خود مي‌کنند. در همان حين که سيستم مديريتي برايس دالاس هاوارد سعي در مکان‌يابي قوم و خويش خود دارد، کريس پرت مربي دايناسورها در تلاش است که تا کارفرماي سربه‌هواي خود را از مسلح کردن اين موجودات بازدارد.
اين هيولاي بلااستفاده که بيش از يک دهه درگير پروسه ساخت بوده درنهايت فيلمنامه‌اي بيش از حد پخته شده را در نتيجه همکاري تيم پرتعدادش (دستيار تهيه استيون اسپيلبرگ، فيلمنامه‌نويسان "طلوع سياره ميمون‌ها" ريک جافا و آماندا سيلور) و با بازبيني نهايي کالين تروورو کارگردان به همراه درک کانولي، فيلمنامه‌نويس کمدي او "امنيت تضمين‌شده نيست" به خورد تماشاگران مي‌دهد. پروسه تکامل درهم‌پيچيده داستان فيلم در نهايت ختم به اثري پرحفره شده که يک ماساساروس به راحتي مي‌تواند از ميان آن عبور کند.
بدتر از آن، کاراکترهاي پس‌زمينه فيلم- کودکان درخطر، بزرگسالان ناآماده، خوره‌هاي تکنولوژي و غيره- به ما يادآوري مي‌کنند که  نياکان‌شان در فيلم اصلي سال 1993 و با فيلمنامه  کرايتون و ديويد کوئپ تا چه اندازه به بلوغ رسيده و آماده پرواز بودند. تنها کاراکتر ميلياردر عرفان خان ذره‌اي از کاريزماي کاراکتر نظريه‌پرداز جف گلدبلوم را به ارث برده است اما حتي اين فرصت درخشش هم در مقايسه با فيلم قبلي تروورو پتانسيل زير و رو کردن ماجرا را ندارد.
تروورو هم در وضعيتي مشابه با کارگردان گودزيلا، گرث ادواردز دندان‌هايش را با ساخت يک فيلم کم بودجه فانتزي تيز کرد و سپس به سوي يک بلاک‌باستر پرافکت به حرکت درآمد. اما با وجود هيولاهايي که ردشان هم‌چنان در گودزيلا باقي مانده، دنياي ژوراسيک آن دل‌نشيني روابط ميان اشخاص را (به عنوان مثال شبيه به چيزي که در کمدي "امنيت تضمين‌شده نيست" ديديم) کم دارد. در عوض، تروورو بسادگي کلاهش را به احترام کاتالوگ پيشين اسپيلبرگ برمي‌دارد و همان "بچه‌هاي وحشت‌زده از ديدن چشم دايناسور" را از پارک ژوراسيک به تماشاگران خود تحميل مي‌کند. او حتي به مرگ خشونت‌آميز سوزان بکليني در آرواره‌ها هم نزديک شده است. از سوي ديگر موسيقي مايکل جياچينو هم حس و حال نزديکي با تم کوسه‌اي اضطراب‌آور جان ويليامز دارد. اين بازي خطرناکي است؛ در طول مدت تماشاي فيلم انتظار داشتم پرت هرلحظه برگردد و رو به دوربين به نوعي با زبان اشاره مقصود خود را بفهماند که "به يک فيلمنامه بهتر نياز داريم..."
با اين حال، دنياي ژوراسيک کمبودهاي خود در داستان‌گويي را با تمرکز بر نمايش‌هاي ديدني‌اش جبران مي‌کند. اگر فيلم را بر روي پرده آيمکس و با صداي بلند تماشا کنيد با وجود مجموعه‌اي غني از دايناسورها که در آسمان و زمين و دريا گردش مي‌کنند به اهداف پاپ‌کورني‌تان خواهيد رسيد. ‌خزنده‌هاي کوچک وحشي ستاره‌هاي فيلم هستند و اثبات‌کننده اين که اندازه تنها شرط لازم جذابيت نيست. اما باز هم در اين‌جا رقيبي براي هجوم خزنده‌هاي کوچک فيلم اصلي پيدا نمي‌کنيد، به جز پيشرفت در تکنولوژي که محدوديت‌هاي بصري و سمعي را مثل هميشه کنار مي‌زند.
چهل سال پيش اسپيلبرگ بلاک‌باستر تابستاني را تنها با يک فيلمنامه هوشمندانه، گروه بازيگران مناسب و کوسه‌اي کاربلد خلق کرد. امروز، تروورو مي‌تواند دايناسورهايش را آن‌گونه که هيچ‌گاه پيش از تصورش را نمي‌کرد وارد زندگي واقعي کند، اما او نمي‌تواند ما را وادار کند تا به کاراکترهايش اهميت دهيم يا باورشان کنيم. در وضعيتي مشابه با "اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين" اسپيلبرگ، اين فيلم هم بيشتر يادآور روزهاي باشکوه گذشته است تا خبررسان آينده‌اي تازه. دنياي ژوراسيک پوسته پوشيده از فلس خود را حفظ کرده اما بي‌روح است.

ويسنا فولادي
نظرات
پوري يا پنجشنبه 5 شهريور 1394 حالا من هنوز فيلم رونديدم و نظرات منفي اين پست و هم نحوندم اما بازخوردا رو تو فضاي نت ديدم و يکي ک جالب بود قضيه فرار خانم توي تصوير با کفشاي پاشنه بلند بود که ديگه داشت موج ميشد! مثه فيگور پرت در مقابل داينااسورا !! جدا حماقت تا کجا ک از وسوسه هاي احمقانه اي مثه اين هم نگذريم ک در فرار يک خانوم از دست دايناسورها هم بايد فيگور ترند شده چند دهه اخير براي خانوم ها رو حفظ کنيم!!!
0 0
پاسخ

نظر خود را بنویسید:
عضویت در خبرنامه 7فاز

برای اطلاع از مطالب جدید 7فاز ایمیل خود را وارد نمایید.


مطالب مرتبط




































































































استفاده از تمامی مطالب 7فاز تنها با ذکر منبع و درج پیوند مجاز است.

طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی وبسایت توسط گروه ماز